‏نمایش پست‌ها با برچسب اصلاح طلبان. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب اصلاح طلبان. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۲ تیر ۳۱, دوشنبه

مواضع ضدايراني بي بي سي صداي همه را درآورد!


چند روزي است كه اعتراضات به نحوه خبررساني تلويزيون فارسي بي بي سي بالا گرفته است. عملكرد اين تلويزيون، به ويژه پس از بازگشت اصلاح طلبان به صحنه سياسي ايران و انتخاب حسن روحاني به قدري غيرقابل تحمل شده كه بسياري از آزاديخواهان و ايران دوستان را به واكنش وا داشته است.

از شامگاه 8 دي ماه 1319 كه بخش فارسي راديو بي بي سي با بودجه وزارت خارجه بريتانيا و جهت ايجاد زمينه لازم براي تجاوز متفقين به ايران راه اندازي شد، بارها و بارها عملكرد ضدايراني اين راديو در بزنگاه‌هاي تاريخي (شهريور 1320، نهضت ملي شدن صنعت نفت، انقلاب اسلامي 1357،...) لطمات فراواني به منافع ملي ما ايرانيان وارد ساخته است. اما در عين حال بهره گيري اين رسانه از بودجه هاي بادآورده دولت بريتانيا و استفاده از بهترين امكانات مالي و فني موجب گرديده تا همواره در رويارويي با ديگر رسانه هاي فارسي زبان در جذب مخاطب عملكرد موفقي داشته باشد.
 
(براي آگاهي از نقش راديو بي بي سي فارسي در ايجاد زمينه هاي لازم براي تجاوز متفقين به ايران اينجا را بخوانيد)

ما پيشتر بارها درباره سياست هاي رياكارانه بنگاه سخن پراكني بي بي سي نوشته ايم (به عنوان نمونه مي‌توانيد به اينجا يا اينجا مراجعه كنيد)، اما با توجه به پيشامدهاي اخير بي‌مناسبت نديديم تا از زاويه ديد خود به برخي از بي اخلاقي هاي رسانه اي تلويزيون فارسي بي بي سي در چند هفته اخير اشاره كنيم:


1- عدم رعايت بي طرفي در تحليل وقايع و دعوت از كارشناسان

متاسفانه تلويزيون فارسي بي بي سي همواره در تحليل و تفسير وقايع ايران و جهان نگاهي كاملا جانبدارانه و به نفع جمهوري اسلامي (من اصلاح طلبان را هم جزيي از كليت نظام جمهوري اسلامي مي دانم) دارد و همواره نگاه اين تلويزيون به نيروهاي سكولار، انحلال طلب و برانداز نگاهي خصمانه و پرخاشگرانه است. تقريبا 90 درصد كارشناساني كه به اين تلويزيون دعوت مي شوند از گروههاي اصلاح طلب، ملي مذهبي و بطور كلي هواداران تئوري اصلاحات در چارچوب نظام هستند. اين نوع برخورد و عملكرد تلويزيون بي بي سي فارسي، مهمترين اصل يك رسانه كه همانا بي طرفي و انصاف در بازتاب اخبار و رويدادها مي باشد را زير سوال مي برد.


2- پررنگ كردن برخي از موضوعات و سانسور برخي ديگر

در جريان انتخابات فرمايشي رياست جمهوري در ايران، نقش بي بي سي در پوشش اخبار انتخابات، گاهي اوقات حتي از صدا و سيماي جمهوري اسلامي هم پررنگ تر بود. تا جايي كه در دو روز منتهي به انتخابات و اعلام نتايج آن، تلويزيون بي بي سي فارسي در اقدامي بي سابقه مبادرت به پخش زنده 24 ساعته اخبار انتخابات ايران نمود و بسياري از اصلاح‌طلبان و حاميان جمهوري اسلامي را براي حضور در برنامه هاي خود از گوشه و كنار اروپا و امريكا به استوديوي خود در لندن دعوت كرد. نوع پوشش اخبار انتخابات ايران و تاكيد بر حضور پرشور و گسترده مردم در پاي صندوق‌هاي راي نشان از تلاش اين رسانه در جلب نظر مردم براي شركت در اين نمايش انتخاباتي داشت. مجريان تلويزيون بي بي سي در حالي از اولين ساعات بامداد روز جمعه 24 خرداد 1392 (روز برگزاري انتخابات) از حضور گسترده مردم در پاي صندوق ها سخن مي گفتند كه اخبار ايران نشان مي داد در ساعات اوليه راي گيري تا حدود بعد از ظهر، تعداد راي دهندگان بسيار كمتر از دوره هاي قبل بود. در نهايت هم به اذعان رژيم 14 ميليون نفر و بر اساس آمار واقعي، با استناد به سرشماري ها و ارقام سازمان ثبت احوال، حدود 20 ميليون نفر در اين انتخابات شركت نكردند. البته بي بي سي با بي شرمي هر چه تمام تر، حسن روحاني را كه به استناد آمار و ارقام راي حدود 35 درصد مردم ايران (با احتساب تحريمي ها و كساني كه در انتخابات شركت نكردند) را با خود دارد (آن هم در انتخاباتي فرمايشي و غيردموكراتيك) دائما "رييس جمهور منتخب مردم ايران" مي نامد!!!

نكته جالب اينجاست كه بلافاصله پس از پيروزي حسن روحاني در انتصابات رياست جمهوري، بي بي سي با پخش خبر فوري از كاهش 200 توماني قيمت دلار خبر داد و به نوعي با ربط دادن اين موضوع به آمدن روحاني تلاش كرد افكار عمومي را فريب داده و پيروزي روحاني را سرآغاز تحولات عظيم اقتصادي در ايران معرفي كند! حال آنكه نوسانات قيمت ارز و سكه در بازار ايران چيز جديدي نيست و چه قبل از پيروزي روحاني و چه پس از آن، بارها شاهد افزايش يا كاهش قيمت دلار و سكه بوده ايم. طي يك ماه اخير قيمت مواد غذايي و بسياري از كالاها با افزايش شديد مواجه گرديده است. اما بي بي سي هيچگاه خبر فوري در اين خصوص پخش نكرده و از تورم كمرشكن و فقر روز افزون مردم ايران سخني نگفته است!
 


عكس يادگاري كاركنان بي بي سي با پرچم جمهوري اسلامي!


3- عملكرد جانبدارانه در بازتاب مسايل بين المللي

نحوه پوشش اخبار و رويدادهاي بين المللي در تلويزيون بي بي سي فارسي هم دست كمي از نحوه برخورد نامنصفانه اين رسانه با مسايل ايران ندارد. به عنوان نمونه مي توان به انعكاس غيرواقعي اخبار مصر و حمايت آشكار بي بي سي از اخوان المسلمين و محمد مرسي اشاره كرد. پوشش گسترده تظاهرات چند صد نفري هواداران اخوان المسلمين (در برابر تظاهرات ميليوني مخالفان وي!‌) و اصرار بر كودتا ناميدن حركت مردمي ارتش از جمله اقدامات بي بي سي در تحريف وقايع مصر بوده است (اينجا را بخوانيد). از سوي ديگر عملكرد بي بي سي در قبال وقايع روسيه،  عراق، افغانستان و... نيز كاملا همسو با مواضع جمهوري اسلامي ارزيابي مي شود. در سوريه هم رسم بر اين است كه تلويزيون بي بي سي هميشه اخبار پيروزي ها و پيشروي هاي ارتش آزاد سوريه را سانسور مي كند، اما توفيقات نيروهاي بشار اسد را با آب و تاب بازتاب مي دهد! از كمك هاي مالي و نظامي جمهوري اسلامي و حزب الله لبنان به بشار اسد حرفي نمي زند، اما به كمك كارشناسان! خود تلاش مي كند اينگونه به بيننده القا كند كه جنگ داخلي سوريه نتيجه حمايت هاي عربستان، قطر و برخي از كشورهاي اروپايي از مخالفان بشار اسد است. بزرگنمايي حضور القاعده در سوريه نيز ترفند ديگري است كه بي بي سي براي تحريف وقايع اين كشور مرتبا از آن استفاده مي‌كند.


4- ترجمه نادرست جملات و واژه ها براي فريب مخاطب

يكي ديگر از ترفندهاي بي بي سي در تحريف اخبار و رويدادهاي بين المللي، ترجمه و تفسير نادرست برخي از واژه‌ها يا عبارات است كه گاهي اوقات به كلي بار معنايي جمله را تغيير مي‌دهد. در اين خصوص به يك نمونه اشاره مي كنم. در روز پنج شنبه 27 تيرماه، باراك اوباما در تماسي تلفني با بنيامين نتانياهو خواستار حمايت وي از طرح جان كري، وزير امور خارجه امريكا، براي از سرگيري مذاكرات صلح اسراييل و فلسطين شد (متن خبر را به نقل از واشنگتن پست مي‌توانيد از اينجا بخوانيد). اما تلويزيون فارسي بي بي سي احتمالا به دليل عقده اي كه از سخنان اخير نتانياهو عليه حسن روحاني (رييس جمهور منتخب مردم ايران!!!) داشت، با تحريف سخنان اوباما خبر را به اين شكل انعكاس داد: "باراك اوباما در تماس تلفني با بنيامين نتانياهو از او خواست فورا مذاكره با فلسطيني ها را از سر گيرد"! حال خودتان لحن درخواست دوستانه اوباما در متن اصلي خبر را با آنچه بي بي سي انعكاس داده مقايسه كنيد! تحريف آشكار بي بي سي در ترجمه خبر، لحن ملايم باراک اوباما را در اين مكالمه تلفني به لحني تحكم آميز و آمرانه تغيير داده است تا شايد دل شيفتگان جمهوري اسلامي و اصلاح طلبان حكومتي كمي شاد گردد!!


5- حمايت از تجزيه طلبان و گروههاي ضد ايراني

در چند سال اخير تلويزيون بي بي سي فارسي علاقه خاصي هم به مسايل قومي از خود نشان مي دهد و بارها در برنامه هاي مختلف از افراد بدنامي كه آشكارا به دشمني با تاريخ و فرهنگ و تماميت ارضي ايران مي پردازند، دعوت كرده است. بي بي سي در تازه ترين شاهكار خود و در حالي كه اغلب اوقات نسبت به وضعيت زندانيان سياسي در ايران موضع سكوت يا انفعال را در پيش مي گيرد، با اعلام اعتصاب غذاي پنج زنداني وابسته به گروه تجزيه طلب "يئني گاموح" (حركت نوين بيداري ملي آذربايجان جنوبي!) نشان داد جايي كه منافع ملي و تماميت ارضي ايران در معرض تهاجم باشد، هميشه در صف اول و در كنار ايران‌ستيزان ايستاده است.  
.
.
.
.
.
.
از اين نمونه ها بسيار است و اگر بخواهيم دروغ ها و جعليات بي بي سي را بيان كنيم، شايد نياز به نگارش يك مجموعه چند جلدي در اين زمينه داشته باشيم!! اما فعلا به همين چند مورد بسنده مي كنيم و در پايان، دوستان آگاه و روشن انديش را به عضويت در صفحه فيس بوك "بايكوت آيت الله بي بي سي" دعوت مي نماييم. اميدواريم اين اعتراضات گسترده موجب شود دست اندركاران اين رسانه كمي به خود بيايند، شرم كنند و دست از اين دروغ پردازي ها بردارند و رسالت حرفه اي خود را فداي منافع مادي و جناح بندي هاي سياسي ننمايند. هر چند تجربيات تاريخي نشان داده انتظار ما بيهوده است...




در همين باره بخوانيد:













۱۳۹۲ خرداد ۲۷, دوشنبه

آيا پروژه تحريم انتخابات شكست خورد؟



پيروزي حسن روحاني در يازدهمين دوره انتخابات رياست جمهوري ايران موجب گرديد تا بسياري از اصلاح طلبان با قاطعيت اين انتخابات را نشانه محبوبيت خود در ميان مردم ايران و پيروزي گفتمان اصلاحات درون نظام در تقابل با گفتمان انحلال‌طلبي (يا براندازي) بدانند. اصلاح طلبان حكومتي براي تحميل اين ادعاي خود به افكار عمومي، از حمايت همه جانبه و گسترده برخي از رسانه هاي خارج از كشور (به ويژه بي بي سي فارسي)، اصلاح‌طلبان خارج‌نشين (از اكبر گنجي و موسوي خوئيني بگيريد تا فاطمه حقيقت‌جو و ابراهيم نبوي و...) و همچنين اپوزيسيون مماشات (گروهي كه در حرف و شعار خود را اپوزيسيون و مخالف جمهوري اسلامي مي نامند، اما در عمل مدافع تداوم حيات جمهوري اسلامي با استدلال اصلاحات تدريجي و درازمدت در چارچوب نظام هستند. گمان مي كنم نخستين بار اين اصطلاح را آقاي حسن داعي در تبين ماهيت اين جريان به كار برد) برخوردار بودند.

يكي از پيامدهاي پيروزي حسن روحاني در اين انتخابات، تكرار ادعاي كهنه اصلاح طلبان پيرامون ميزان مشروعيت و پايگاه مردمي اپوزيسيون برانداز در ميان مردم داخل كشور بود. چرا كه هم اصلاح طلبان و هم بازوهاي رسانه اي آنان، نظير بي بي سي و صداي امريكا، كه به جهت منافع مشترك خود، همسو و هم راستا با مواضع يكديگر به انعكاس و تحليل وقايع ايران مي پردازند، نتيجه انتخابات را شكستي براي اپوزيسيون انحلال طلب و تحريم كنندگان انتخابات جمهوري اسلامي دانسته و ادعا كردند حضور گسترده مردم در اين انتخابات، نشانه عدم اقبال آنان به گروههاي اپوزيسيون خارج از كشور و به عبارت بهتر، مخالفان كليت و تماميت نظام جمهوري اسلامي است. اين تبليغات تا جايي پيش رفت كه حتي هاشمي رفسنجاني، در اظهار نظري ديوانه وار، حكومت جمهوري اسلامي را بزرگترين دموكراسي جهان ناميد!...

اما آيا پروژه تحريم انتخابات شكست خورد؟

آيا همان طور كه نظام جمهوري اسلامي و هواخواهانش ادعا مي كنند، حضور مردم در اين انتخابات گسترده و پرشور بود؟

آيا همه كساني كه در اين انتخابات شركت كردند، الزاما طرفدار جمهوري اسلامي يا حتي طرفدار اصلاحات در چارچوب نظام بودند؟

پاسخ نگارنده به همه اين پرسش ها "نه" است!

پروژه تحريم انتخابات شكست نخورد. اما در مواجهه با تغيير تاكتيك هاي زيركانه رژيم تا حدودي كم اثر شد. اگر تحريم‌كنندگان انتخابات جمهوري اسلامي، با درايت بيشتري عمل مي كردند، يقينا در آخرين روزهاي منتهي به انتخابات، نظر بسياري از مردم كه ميان راي دادن يا ندادن، مردد بودند به سود اصلاح طلبان و استراتژي هميشگي انتخاب ميان "بد و بدتر" آنان تغيير نمي كرد.

متاسفانه اپوزيسيون در چنين شرايطي همواره اسير يك نوع انفعال عجيب و غيرقابل توجيه مي گردد و به جاي ارايه راهكارها و برنامه هاي جايگزين براي مردم درون ايران، و پاسخ به پرسش هاي اساسي نظير "چرا در ساختار جمهوري اسلامي انتخابات منجر به هيچ نوع تغيير و اصلاحاتي نخواهد شد؟" يا "چرا ميزان اختيارات رييس جمهور پاسخگوي مطالبات و خواسته هاي مردم نيست؟" و پرسش هاي مشابه ديگري كه در مقابل تبليغات گسترده نظام براي كشاندن مردم به پاي صندوق هاي راي، مي بايست دهها و صدها بار تكرار و پاسخ داده شود، به بيان چند جمله كليشه اي نظير "اصلاحات ديگر مرده است" ، "جمهوري اسلامي قابل اصلاح نيست" يا "رييس جمهور را از الان خودشان انتخاب كرده اند" و نظير اينها اكتفا مي كند.

به دليل همين سردرگمي و بي برنامگي است كه همواره جمهوري اسلامي موفق مي شود در دقيقه 90 بخش قابل توجهي از مردم را كه ميان مشاركت يا تحريم دو دل مانده اند، به پاي صندوق ها بكشاند.

اما با وجود همه اين ضعف هاي اپوزيسيون، باز هم شاهد بوديم كه در انتخابات روز 24 خردادماه، بخش قابل توجهي از جامعه انتخابات فرمايشي جمهوري اسلامي را تحريم كرد و به نظام "نه" گفت.

وزارت كشور دولت احمدي نژاد، تعداد واجدين شرايط شركت در انتخابات را 50 ميليون و 483 هزار و 192 نفر اعلام كرد. حال آنكه با استناد به آمار و شواهد فراوان، و به اذعان برخي از سايت ها و روزنامه هاي داخل ايران، تعداد واجدين شرايط بالغ بر 55 ميليون نفر بوده است.

يك هفته مانده به انتخابات، روزنامه بهار با اشاره به جداول سرشماري سال 90 و آمار سازمان ثبت احوال، ميزان واجدين شرايط شركت در انتخابات را بالغ بر 55 ميليون نفر دانسته بود. ضمن آنكه در سرشماري نفوس و مسكن، جمعيت ايرانيان خارج از كشور نيز وجود نداشته است. ن.ك به لينك زير:  


چه آمار رسمي وزارت كشور از تعداد واجدين شرايط شركت در انتخابات (50 ميليون نفر) را بپذيريم و چه آمار واقعي كه حكايت از حدود 55 تا 56 ميليون نفر دارند، در هر صورت مي توان نتيجه گرفت كه حدود 14 تا 20 ميليون نفر در اين انتخابات شركت نكرده اند.

با توجه به گستردگي توزيع صندوق هاي راي در اقصي نقاط كشور، از بيمارستان ها و زندان ها و سربازخانه ها گرفته تا دورافتاده ترين شهرها و روستاهاي ايران، امكان حضور همه مردم (در صورت تمايل) در انتخابات وجود داشته است و استدلال هايي نظير عدم دسترسي به حوزه هاي راي گيري يا شلوغي حوزه ها و... منطقي و قابل قبول نيست. با استناد به اين آمار و ارقام مي توان نتيجه گرفت كه دست كم به ميزان آراي برنده قاطع اين انتخابات (حسن روحاني با حدود 18 ميليون و 600 هزار راي) در داخل كشور تحريم كننده وجود داشته است. البته در صورتي كه لفظ "تحريم كننده" را براي همه كساني كه در انتخابات شركت نكردند بپذيريم.

از سوي ديگر، نكته بسيار مهمي كه بايد به آن توجه شود اين است كه همه شركت كنندگان در انتخابات، الزاما موافق جمهوري اسلامي يا حتي هوادار اصلاح طلبان نبوده اند. چه بسيار افرادي كه با وجود مخالفت با نظام، استراتژي خود را بر شركت در انتخابات و راي دادن گذاردند و انتخاب ميان بد و بدتر. اينكه ما اين استراتژي را درست مي دانيم يا خير موضوع بحث نيست. موضوع بحث ما نيت و هدف شركت كنندگان در انتخابات است كه به قول بسياري نه از حب علي، بلكه از بغض معاويه به پاي صندوق ها رفتند. راي بسياري از آن 36 ميليون نفر يا بهتر بگوييم راي بسياري از آن 18 ميليون نفري كه به حسن روحاني راي دادند، در واقع راي آري به اصلاح طلبان نبود؛ بلكه راي منفي به سياست هاي خامنه اي و مذاكره كننده هسته اي او يعني سعيد جليلي بود.

نظام جمهوري اسلامي نمي تواند ادعا كند همه آن 36 ميليون نفري كه در انتخابات شركت كردند به جمهوري اسلامي وفادارند و هوادار اين رژيم هستند، اما ما مي توانيم ادعا كنيم اكثريت قابل ملاحظه اي از كساني كه در انتخابات شركت نكردند (14 تا 20 ميليون نفر) مخالف كليت نظام جمهوري اسلامي و جناح هاي مختلف‌اش هستند. هر چند باز هم بايد تاكيد كنم كه اين آمار در صورت ارايه يك برنامه صحيح تر و تبليغات بهتر از سوي اپوزيسيون انحلال‌طلب، مي توانست به مراتب بالاتر از اين باشد.

و حرف آخر نگارنده، خطاب به اصلاح طلبان حكومتي است:

طبيعي است با ايجاد محدوديت هاي گسترده و فضاي بسته سياسي داخل ايران كه خود شما در طول اين 34 سال در شكل گيري و تداوم اش نقشي اساسي ايفا نموده ايد، بخشي از جامعه ناچار است همواره انتخابي بين "بد و بدتر" يا "چاله و چاه" داشته باشد. از قديم گفته‌اند "در شهر كوران، يك چشم پادشاه است" ! حكايت آقاي روحاني و رقباي انتخاباتي اش هم كمابيش مصداق همين ضرب المثل قديمي است و هر كس اين واقعيت را نپذيرد خود را فريفته است. يقينا در يك انتخابات آزاد و با حضور همه عقايد و سلايق سياسي، بدون فيلترينگ و نظارت استصوابي، راي حسن روحاني 18 ميليون نمي شد! و چه بسا در آن شرايط اصلا فردي با سابقه حسن روحاني جرات شركت در انتخابات را به خود نمي داد!

پس اي دوستان اصلاح طلب! بهتر است به جاي بهره برداري هاي حزبي و جناحي از راي مردم، به دنبال برآورده ساختن مطالبات آنان باشيد. به جاي آنكه اين انتخابات را نشانه اقبال مردم به اصلاح طلبان بدانيد، نشانه اي براي خواست مردم به برون‌رفت از شرايط بحراني كنوني و نياز جامعه ايران به اصلاحات واقعي (نه ساختگي) قلمداد كنيد. اميد است كه اين بار از فرصت بدست آمده استفاده كنيد. چهار سال زمان براي ايجاد تغيير را مغتنم بشماريد و دوباره با احساسات مردم بازي نكنيد و تزريق كننده يأس و نااميدي در بطن جامعه نباشيد.

هر چند نگارنده احتمال وقوع هرگونه اصلاحات و تحولي را در شرايط كنوني ضعيف و خارج از توان يا خواست اصلاح‌طلبان حكومتي مي بينم.

پاينده ايران

بزرگمهر