‏نمایش پست‌ها با برچسب اپوزیسیون. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب اپوزیسیون. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۱ دی ۲۹, جمعه

بالاخره قطار شورای ملی به حرکت در آمد



رضا پهلوی و شورای ملی

سفر اخیر شاهزاده رضا پهلوی به همراه تنی چند از اعضای کمیته موقت شورای ملی به اروپا را باید نخستین حرکت عملی ایشان در راستای تشکیل یک شورای ملی متشکل از گروه‌ها و شخصیت‌های سیاسی اپوزیسیون دانست که هدف آن ایجاد یک آلترناتیو جدی و قابل اتکاء در برابر رژیم اصلاج ناپذیر جمهوری اسلامی است.

دیدار آقای رضا پهلوی و اعضای کمیته موقت شورای ملی با ریاست پارلمان اروپا و نمایندگان مجلس اعیان بریتانیا در شرایط کنونی که از یک سو امید هرگونه تغییر و اصلاح - هر چند ناچیز - در عملکرد و رفتار رهبران رژیم جمهوری اسلامی، چه در داخل و چه در سطح بین المللی تقریباً به صفر رسیده است و روز به روز حلقه باورمندان به اصلاحات از درون نظام جمهوری اسلامی کوچک‌تر و کوچک‌تر می‌شود، و از سوی دیگر آزمایشات اتمی رژیم و نقض حقوق بشر در ایران، مجامع جهانی را هر روز نسبت به ماجراجویی‌های رژیم اسلامی ایران و آینده منطقه خاورمیانه نگران‌تر می‌سازد، امید به شکل‌گیری یک شورای نیرومند و به راستی ملی را که بتواند حافظ و مدافع منافع مردم ایران در سطح بین المللی باشد و خطر مداخله نظامی اجانب را مرتفع سازد، در دل میهن‌پرستان و آزادیخواهان ایران زمین روشن کرده است.

اما آنچه که به اعتقاد نگارنده، بیش از هر چیز دیگر حائز اهمیت و توجه است، تداوم این دیدارها و جلسات با دولتمردان ممالک مختلف است که می‌تواند جهانیان را به وجود یک آلترناتیو فعال و پویا در برابر رژیم مستبد و توتالیتر جمهوری اسلامی مطمئن سازد. آلترناتیوی که با اعتقاد به دموکراسی، سکولاریسم و حقوق بشر گام در میدان نهاده و خود را در برابر صلح و امنیت ایران و جهان مسئول می داند. فقط در چنان شرایطی است که قدرت‌های جهانی می‌توانند بر روی چنین شورایی حساب باز کرده و گزینه‌های دیگری غیر از تحریم و جنگ را نیز در قبال ایران بر روی میز بگذارند.

نکته مهمی که می خواهم به آن اشاره کنم، این است که نگاه شورای ملی نباید تنها محدود به امریکا و یا دولت‌های اروپایی باشد. بلکه در گام بعدی، تعامل مؤثر و مستمر با نیروهای آزادیخواه و سکولار منطقه خاورمیانه نیز بایستی در رأس برنامه های این شورا قرار گیرد. یکی از مهمترین مسائلی که نیروهای اپوزیسیون با آن روبرو هستند، ناامنی و هراسی است که کشورهای منطقه از دخالت های نابجای رژیم جمهوری اسلامی در امور داخلی خود احساس می کنند. باید به این کشورها خاطرنشان کرد که شورای ملی به دنبال استقرار حکومتی دموکراتیک و منطقی است که به جای دخالت و جنگ افروزی، تلاش خود را معطوف حفظ صلح و آرامش در سطح منطقه سازد. تمام این اهداف نیز زمانی محقق می گردد که مجمع عمومی شورای ملی هر چه سریع‌تر تشکیل شده و اعضای این شورا انتخاب گردند.

به هر روی، در شرایط کنونی، سفر شاهزاده رضا پهلوی و اعضای کمیته موقت شورای ملی به اروپا را می‌توان حرکت مثبتی در راستای معرفی اهداف شورای ملی به اروپاییان تلقی کرد که امیدواریم این اقدامات مثبت در آینده نیز همچنان تداوم داشته باشد.

به امید آزادی و سرفرازی ایران و ایرانی

پاینده ایران

بزرگمهر



پ.ن: طبیعی است با آغاز حرکت قطار شورای ملی، عده ای غرض ورز و مزدور طبق روال همیشگی شروع به سنگ پرانی و مانع تراشی در برابر حرکت این شورا خواهند نمود. مقاله ها (یا بهتر بگویم فحش نامه ها) منتشر خواهد شد و رسانه های طرفدار جمهوری اسلامی یا مخالف شورای ملی و شاهزاده رضا پهلوی یا دسته سومی که فقط می خواهند با ناسزاگویی و ساز مخالف زدن ابراز وجودی کرده باشند، در روزهای آینده نیز بر حملات کورکورانه خود علیه این شورا خواهند افزود. نباید از این انتقادات هراسید. بالعکس باید ریشه این عصبانیت ها و پنجه بر دیوار ساییدن ها را یافت. بدون تردید، دلیل این توهین ها و حاشیه‌سازی‌ها چیزی جز هراس از قدرت گیری همان آلترناتیو دموکراتیک و سکولاری که هدف‌اش برکندن ریشه استبداد دینی از مرز و بوم ایران است نبوده و نیست. آنان که در این تغییر، منافع خود را در خطر می بینند، چاره ای جز این حملات مذبوحانه برای خود نمی بینند.

۱۳۹۱ فروردین ۱۸, جمعه

نهضت آزادی و قلعه جمهوری اسلامی!


سیدامیر خرم، عضو شورای مرکزی نهضت آزادی:

 
جمهوری اسلامی مانند يک قلعه است که جمعی در آن زندگی می کنند و جمعی هم بر اين قلعه حاکمند.

گروه های قانونی مانند نهضت آزادی و ساير احزاب قانونی، مانند خندقی هستند که دور تا دور اين قلعه کنده شده است. رسالت و وظيفه ما به عنوان يک گروه اپوزيسيون اين است که هر کسی که از رفتار حاکمان قلعه ناراضی بود و خواست از قلعه بيرون برود، طبيعتا می افتد در درون نيروهای اپوزيسيون و ما وظيفه داريم نگذاريم آنها به سمت نيروهای مقابل بروند که نيروهای برانداز هستند و آماده جذب اين نيروها هستند تا عليه قلعه فعاليت کنند .

سعی نکنيد اين خندق را پر کنيد. چون وقتی شما اين کار را بکنيد، آنهايی که از درون اين قلعه فرار می کنند بر اساس جاده ای که شما برايشان ترسيم کرده ايد، مستقيم به سمت نيروهای برانداز می روند. الان هم همين پيام روشن و شفاف را می شود به آقايان داد. در شرايط بعدی و در فردای امروز که اين نيروهای پايبند قانون حضور نداشته باشند، کسانی سردمدار اعتراضات مردمی خواهند شد که ممکن است اساسا اعتقادی به نظام نداشته باشند. آن وقت است که نه از تاج، نشان خواهد بود و نه از تاج‌نشان!! ما نگران اين هستيم."

   



۱۳۹۱ فروردین ۱۳, یکشنبه

سخنان روشنگرانه یک هم میهن: کارشکنی و انفعال تا کی؟.. باید یکی شویم!



در پی انتشار نوشتار پیشین وبلاگ آراسپ با عنوان "یادگاری علیرضا نوری‌زاده ومعترضان همیشگی به لفظ شاهزاده!" در سایت اجتماعی بالاترین، یکی از هم میهنان فرهیخته‌مان به نام فرامرز با اشاره به انفعال و کارشکنی‌های برخی از نیروهای سیاسی در طول سه دهه اخیر که بیشتر از دگماتیسم و عدم بینش صحیح این نیرو‌ها از شرایط کشور و همچنین عدم تمایل آنان به مرور کارنامه مبارزاتی و پذیرش اشتباهات گذشته‌شان نشأت می‌گیرد، به نکات جالب توجهی اشاره نمود که در زیر با هم می‌خوانیم:

.....
]این‌ها[ با "شاهزاده" یا "آقا" مشکلی ندارند. از فردای پس از سرنگونی جمهوری اسلامی خودساخته و عواقب آن می‌ترسند .
 آقاجان شما با شاه دیکتاتور و ساواک و اختناق سیاسی جنگیدید... شاه را سرنگون کردید... نتیجه اش را ]هم[ چشیدید... حال چندبار باید سرنوشت سیاسی این ملت و آینده آن ملعبه کین‌خواهی شما شود؟ اگر مجاهد و فدائی خلق شهید شدند برای بهبود وضع که بود؟ در راه سعادت هم‌او قدم بگذارید و نه منافع سازمانی و آرمانی مستعمل ورشکسته! نه برای به حکومت رساندن جانیان حرفه ای بدنام! چند نسل باید تباه شوند تا بخود آئید؟
حاضر به پذیرفتن اشتباه محاسبات و توهمات ایدئولوژیک خود نیستند! پنداری که تنبیهِ شدید توسط امامی که اوهامشان را مبدل به کابوس دهشتناک نمود هرگز اتفاق نیفتاده! گوئی تافته های جدابافته چوب خودرائی را هرگز نخورده‌اند! با ادعاهای ناب محمدی یا مارکسی که خود را مارکسیست نمی‌دانست دیگران را تحقیر می‌کنند!
حاضر به اقرار ناتوانی در مقابله با استبداد دینی حی و حاضر و تشکیل حکومت نیستند! چون واقفند که چنین تحول عظیمی در قدرت و صلاحیت گمنامان و ماجراجویان و آنارشیست‌های چپ دیندار و بی‌دین نیست!
بدنبال مدینه فاضله ای هستند که یک موجود مفلوک تیپاخورده - همان مرشد جمهوری اسلامی‌شان در تبعید - رهنمون می‌شود! رفته‌اند زیر پته‌ی او، چون مأمور ترور شخصیت است!
دشمن‌شان آسیاب بادی‌ست و سلاح‌شان نبش قبر! و مرغ قصه‌شان یک پا دارد!
تا کی می‌خواهند نقش قربانی منفعل را چون یوغی بر گردن کشند، نمی‌فهمم!؟
اسم خود را مبارز می‌گذارید؟ ناجی من و ما شده‌اید؟ شما آه در بساط و توش و توان ندارید! واقعیت را بپذیرید و بی‌عرضگی خود را با کارشکنی و چوب لای چرخ گذاشتن پنهان نکنید! والله بالله حنایتان رنگی ندارد!
فقط عمر حکومت را طولانی می‌کنید! حکومتی که در یک روز بیش از پنجاه سال مخالف سیاسی را سر به نیست کرد! بپذیرید که با اندکی تجدیدنظر در رؤیاها و دگم‌های سیاسی راه همبستگی و خدمت گشوده می‌شود. جهل نکنید!
دیدید که میرحسین موسوی را گرفتند و نتوانستید آزادش کنید! هیچ دورنمائی هم ندارید! هی مصدق - مصدق و شاه - شاه نکنید! نیم قرن گذشته است. رضا پهلوی بعنوان یک شخصیت سرشناس دارای هویت معلوم را کمک کنید. حمایت‌اش کنید بلکه فرجی شود و تبهکارانی چون رفسنجانی و خامنه ای و سگان زنجیریشان چون غده ای بدخیم از پیکر جامعه دور شوند. آن‌گاه مطالبه کنید! آن‌گاه محاکمه کنید!
رضا پهلوی فرزند شاه و در نتیجه شاهزاده است. چه در سمتی باشد و چه نباشد مادام العمر شاهزاده است. این عنوان بطور سنتی در سراسر دنیا رایج است. فقط در صورتی که پادشاه شود، عنوان شاهزادگی‌اش منتفی می‌شود. این یک عنوان تشریفاتی‌ست و ضرری به کسی که قصد کینه توزی نداشته باشد نمی‌رساند. اینکه همه آدم‌ها نمی‌توانند همزمان فرزند یک پادشاه باشند که شاهزاده شان بخوانند تقصیر او نیست.
من ایرانی امیدوار بودم که در پی تحولی دموکراتیک متعاقب پیروزی جنبش سبز بر استبداد دینی و حکومت ننگین و قرون وسطائی ولایت فقیه، دولت موقتی توسط مهندس میرحسین موسوی و یاران وی تشکیل شود و زمینه انتخابات آزاد فراهم و همه‌ی عناصر سیاسی سرشناس با حقوقی مساوی خود را در معرض انتخاب ایرانیان بگذارند و روزی نو آغاز و همه در دست هم به ساختن ایرانی نو همت گمارند.
رژیم منحط با گروگانگیری رهبران جنبش سبز امکان هر تحول درونی را سد نموده و کسانی که سازندگان ایران امروز هستند را در دخمه‌های خود محبوس کرده است. تنها زمانی اقدام به آزادسازی آن‌ها خواهد نمود که هرگونه مقاومت از آن‌‎ها سلب شده باشد.
این بدین معناست که تحولی از درون بعید بنظر می‌رسد و بایستی در جهت سرنگونی گام برداشت. آن هم در خارج از کشور. در خارج از کشور ما هرچند که از شخصیت‌های بارزی برخوردار هستیم، لیکن هیچ‌یک دارای نام و عنوان آقای رضا پهلوی نیست. وی شایستگی آن دارد که ایرانیان را نمایندگی کند. وی با سیستم حکومتی آینده واقع‌بینانه برخورد کرده و بر سیستم پادشاهی پافشاری نمی‌کند. در صورت یک تحول هرگونه جریان انتخاباتی تحت نظر مراجع بین المللی صورت می‌پذیرد و خواست شخص تابع صندوق آرا خواهد بود.
بایستی با این روش تسلیم و توکل و منتظر معجزه نشستن خداحافظی کنیم. باید یکی شویم. از نامبرده در راه رسیدن به دموکراسی و مدرنیته استفاده کنیم. او خود راغب و حاضر بدین امر است...