‏نمایش پست‌ها با برچسب شاه. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب شاه. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۱ بهمن ۲۲, یکشنبه

انقلاب ۵۷ به روايت تصوير - بخش دوم

در اين بخش نگاهي مي اندازيم به برخي از مطالب و عناوين روزنامه هاي سال 57 ايران. شايد برخي از اين تصاوير را قبلاً ديده باشيد. در لابلاي اين روزنامه ها و نشريات، برجستگي دو موضوع كاملاً محسوس است: 1- وعده هاي پوچ و دروغ كه همان زمان هم با اندكي تأمل مي‌شد به غيرواقعي و توخالي بودن برخي از آنها پي برد. 2- ترويج خشونت و دفاع از كشتن افراد تحت عناوين ساواكي و طاغوتي و ضدانقلاب و مفسد في الارض و... كه نشان مي‌دهد در آخرين روزها و ماههاي منتهي به انقلاب و همين‌طور نخستين ماهها و روزهاي پس از پيروزي انقلاب كه هنوز جنگ قدرت در ميان جناح هاي پيروز آغاز نگرديده بود، كمتر كسي در برابر موج اعدام ها و تيرباران هاي تندروانه آن روزها ايستادگي كرده يا مخالفتي ابراز نموده است. بسياري از افراد و گروههايي كه بعدها به صف مخالفان خميني و حكومتش پيوستند و او را به دروغگويي و فريبكاري متهم ساختند، آن روزها خود در شرح و بسط اين شعارها و وعده‌هاي دروغ نقش بسزايي داشتند.

خود به تصاوير بنگريد و خود داوري كنيد...


شاه رفت - دروغ و جنايت آمد!
امام خميني: در حكومت اسلامي ديكتاتوري وجود ندارد
 ابوالحسن بني صدر: حكومت اسلامي حكومت عقيده است

كريم سنجابي: محتوي جمهوري اسلامي دموكراتيك است

ابراهيم يزدي: مي خواهيم اثرات 2500 ساله فرهنگ استبدادي را بزداييم

آغاز محاكمات انقلابي و كشتار ايرانيان از فرداي انقلاب
 نورالدين كيانوري (رهبر حزب توده) از آيت الله العظمي خميني ستايش كرد!

روزنامه مجاهد (ارگان سازمان مجاهدين خلق) : سلام بر خلق ، سلام بر خميني !
 مهندس مهدي بازرگان: در ايران ديكتاتوري مذهبي برقرار نخواهد شد
 اعتراف رسمي آيت‌الله لاهوتي به آتش زدن سينماها توسط انقلابيون بدستور ملاها

انقلاب اسلامي ۵۷ - هزار و يك دروغ



انقلاب ۵۷ به روايت تصوير - بخش نخست



بسياري از اوقات تصاوير خود به اندازه كافي گوياي حقيقت هستند و نيازي به هيچ تعبير و تفسيري ندارند. لطفاً با دقت به تصاوير زير بنگريد؛ بدون هيچ پيش داوري. سپس اندكي تأمل كنيد و با خود بينديشيد كه آيا اين انقلاب در باطن خود مبارزه اي انساني و اخلاقي براي رسيدن به دموكراسي، آزادي و عدالت بود؟ آيا كشتن مردان (به جرم ساواكي و طاغوتي بودن) و زنان (به جرم فاحشگي) در وسط خيابان اجراي عدالت توسط انقلابيون بود يا جنايت عليه بشريت؟ آيا آتش زدن سينماها و كافه ها و رستوران ها بدست انقلابيون راهي براي رسيدن به آزادي بود؟ آيا آدم سوزي سينما ركس آبادان اقدامي انقلابي براي سقوط استبداد طاغوت بود يا لكه ننگي كه تا ابد بر پيشاني انقلاب و انقلابيون 57 باقي خواهد ماند؟ آيا غارت بانك ها و ادارات و سازمان هاي دولتي براي پيروزي انقلاب ضروري مي نمود يا فقط باطن غيرانساني و غيراخلاقي انقلاب و انقلابيون را به تصوير مي كشيد؟ در كجاي دنيا، كدام ملتي با هفت‌تيركشي و خرابكاري به آزادي و سعادت رسيده است كه ما از انقلاب 1357 چنين انتظاري داشته باشيم؟

خود به تصاوير بنگريد و خود داوري كنيد...

اين همه سلاح و مهمات از كجا مي‌آمد؟!

انقلابي براي سازندگي يا نابودي؟
 انقلابي براي سازندگي يا نابودي؟
 انقلابي براي سازندگي يا نابودي؟

انقلابي براي سازندگي يا نابودي؟
 انقلابي براي سازندگي يا نابودي؟
 

آتش زدن سينماها بدستور خميني
 آدم سوزي سينما ركس آبادان - بزرگترين جنايت انقلابيون و ملاها
 كشتن مردي در خيابان به نام ساواكي و ضدانقلاب
 كشتن زني به جرم بدكاره‌گي توسط انقلابيون
پاسداران انقلاب!!
 پاسداران انقلاب!!
 جانفشانان خلق!!
 آغاز جنايات جمهوري اسلامي از فرداي تولدش با تيرباران چهار تن از نظاميان


۱۳۹۱ مرداد ۳۰, دوشنبه

پاسخی به مقاله بی بی سی: تاریخ حقانیت انسان ها را اثبات می کند



پخش فیلم مستند "از تهران تا قاهره" از شبکه "من و تو" و استقبال بی نظیر مردم از آن، دشمنان قسم خورده خاندان پهلوی و بازماندگان غائله ارتجاعی بهمن 57 را سخت عصبانی کرده است. تا جایی که پس از گذشت چند هفته از پخش این فیلم، هنوز هم دست از حمله به تهیه کنندگان فیلم و بد و بیراه گویی به خاندان پهلوی بر نمی دارند.

در یکی از تازه ترین حملات، بی بی سی فارسی نیز دست به کار شده و در سایت خود با انتشار مقاله ای با عنوان "جایگاه شر کجاست"؟! از زبان "امیرهوشنگ افتخاری راد" به بدگویی علیه خاندان پهلوی و تهیه کنندگان فیلم "از تهران تا قاهره" پرداخته است. درباره نقش مخرب بی بی سی در تحولات تاریخ معاصر ایران به اندازه کافی گفته و نوشته اند. همین بس که رادیو بی بی سی فارسی از روز پیدایش همواره موضعی خصمانه علیه میهن پرستان ایران زمین داشته و دارد. چه در دوران رضاشاه بزرگ و آستانه حمله متفقین به ایران که با ایجاد حملات روانی و دروغ پراکنی علیه آن بزرگمرد راه را برای حمله قوای بیگانه و اشغال میهن هموار کرد، چه در دوران محمدرضاشاه که همواره موضعی جز تکرار اتهامات دروغین و بی اساس مخالفان مغرض حکومت وقت را نداشت، چه در سالهای 56 و 57 که عملاً تریبون انقلابیون و ملاها شد و به بزرگترین مبلغ خمینی مرتجع و یارانش مبدل گردید ... و چه حالا که آشکارا بلندگوی رسمی اصلاح طلبان و لابیست های رژیم جمهوری اسلامی گردیده است و درهای رسانه خود را به روی مخالفان واقعی تمامیت رژیم بسته است. ما بارها از مدیران بی بی سی پرسیده ایم و باز هم می پرسیم: اگر این رسانه بی طرف است چرا هیچ وقت از یک شخصیت مشروطه خواه به عنوان کارشناس در برنامه هایش استفاده نمی کند یا در سایت اش هرگز نظرات و مواضع این گروه را انعکاس نمی دهد؟ چرا همواره صدایی که از این رسانه بر می خیزد، صدای مخالفان و دشمنان غرض ورز خاندان پهلوی است یا دوستان و حامیان جمهوری اسلامی است؟

در ادامه همان سیاست هاست که حالا هم برای تخریب خاندان پهلوی و تشویش اذهان مردمی که به وضوح تفاوت آشکار میان دیروز و امروز ایران را می بینند و به میهن پرستی و دلسوزی دولتمردان گذشته کشورمان ایمان یافته اند، تلاش می کند از زبان یک تحلیلگر چپ اندیش، که تا همین چند سال پیش در روزنامه های جمهوری اسلامی قلم می زد، سخنان خصمانه خود علیه آن خاندان را تکرار کنند.


جایگاه شر کجاست؟

نویسنده محترم این مقاله با تکرار شعارهای چپ اندیشان سال 57، می فرمایند: "سوژه‌های تحت انقیاد ناگزیر از پذیرفتن شّرِ جاسازی‌شده در آنها توسط دولت-دین می‌شوند. انقلاب، نوعی افشای شّر است. سوژه‌های تحت انقیاد با انقلاب، به‌واقع، شّرِ جاسازی‌شده را برملا می‌کنند."

نویسنده محترم مقاله تلاش می کنند تا به قول خود از دیدگاه تفکر مفهومی حقانیت انقلاب 57 را توجیه کند. ایشان هنوز هم انقلاب 57 را پدیده ای مثبت ارزیابی می کند. انقلابی مردمی که شر حاکم را افشا و سرنگون ساخته است. نویسنده محترم با اعتراض به سخنان شهبانو درباره "ریختن خون گوسفند بر پیراهن برخی از انقلابیون" این حرف ایشان را دروغی در راستای حفظ انسجام درونی سلطنت طلبان و قلب واقعیات تاریخی می‌داند. در حالی که خوشبختانه پیشرفت تکنولوژی و ظهور ابزار نوینی نظیر ماهواره و اینترنت موجب گردیده تا بسیاری از دروغگویان خیلی زودتر از آنچه تصور می کنند رسوا شوند! دیگر دوره خرافه پردازی و فریب مردم گذشته است. دیگر سالهاست که تاریخ مصرف پدیده هایی نظیر رؤیت تصویر ملا در ماه و یافتن تار ریش او لای قرآن به اتمام رسیده است. امروز هر دروغ و فریبی از سوی هر شخص و گروهی، چه دولتی و چه غیردولتی، چه پوزیسیون و چه اپوزیسیون،... خیلی زود افشا می گردد و مردم چهره دروغگویان واقعی را به سرعت تشخیص خواهند داد. نمونه اش این فیلم که به خوبی حرف های شهبانو فرح درباره تقلب آشوبگران 57 را افشا می کند. آشوبگرانی که دست در خون گوسفند می زدند و بر سر و پیراهن خود می مالیدند تا ادعا کنند که این خون ها خون خلق ماست که به دست ساواک و ارتش شاه ریخته شده است!! :


نویسنده محترم با اصرار بر مردمی بودن انقلاب 57 پاسخی هم به دیگر حقایق مستندی که درباره آشوبگری ها و جنایات انقلابیون منتشر گردیده، نمی دهند. سخنی پیرامون فاجعه "آتش سوزی سینما رکس آبادان" و دهها سینمای دیگر در نقاط مختلف ایران که همگی به دست همین انقلابیون - به زعم ایشان - مردمی و آزادیخواه بوقوع پیوست به زبان نمی آورند و مثل سایر همفکران شان درباره این جنایت غیرانسانی سکوت اختیار می‌کنند. حرفی هم از ترورها و جنایات گروههای مدافع خلق نمی زنند. (برای آگاهی بیشتر پیرامون جزئیاتی دقیق از چگونگی وقوع فاجعه آتش سوزی سینما رکس آبادان و افشای عاملان و آمران آن فاجعه، می توانید به تحقیق نگارنده در این زمینه مراجعه کنید:

فاجعه سینما رکس آبادان: جنایتی که هرگز فراموش نخواهد شد (قسمت دوم وپایانی)

   

همچنین برای مطالعه نمونه ای از ترورها و جنایت های گروههای مسلح مخالف حکومت پهلوی در سالهای پیش از انقلاب به لینک زیر مراجعه نمایید:

 

ترور لوئیس هاوکینز توسط عوامل مجاهدین خلق )


این چنین است که نویسنده محترم با چشم بستن بر روی بسیاری از حقایق تلخ سالیان 56 و 57 و تکرار همان شعارهای پوسیده و تاریخ مصرف گذشته انقلابیون آن سالها، مدعی می شوند که فرح و سلطنت طلبان با تدارک چنین فیلم هایی "تلاش می کنند حقانیت تاریخی برای سلطنت قائل‌ شوند". حال آنکه نویسنده فیلسوف و اندیشمند ما از یک اصل اساسی غافل اند: "حقانیت تاریخی انسان ها را خود تاریخ رقم خواهد زد" و هیچکس نمی تواند و این قدرت را ندارد که در جایگاه تاریخ نشسته و به مردم حقانیت یا بطلان شخصیت های تاریخی را دیکته کند. اگر امروز حقانیتی نصیب حکومت پیشین و دولتمردانش گردیده، نه بابت ساخت فیلم هایی نظیر "از تهران تا قاهره" بلکه به دلیل آگاهی هر چه بیشتر مردم ایران از حقایقی بوده است که متأسفانه چند صباحی بدلیل تلاش برخی از افراد و گروههای سیاسی مغرض و بی صداقت از چشمان‌شان پنهان مانده بود. اما گذشت تاریخ چونان برون آمدن خورشید از پس ابر، نور حقیقت را بر زندگی گذشته یک ملت می تاباند و چهره حق و باطل از یکدیگر جدا می سازد. همان گونه که چند دهه تحریف تاریخ توسط رژیم جمهوری اسلامی و دیگر گروههای مخالف خاندان پهلوی کمترین اثری در دیدگاه بخش عظیمی از جامعه ایران نداشته است و امروز بسیاری از مردم به نیکی از پادشاهان پهلوی یاد می کنند. چرا که با تمام وجود نتایج آنچه را که برخی هنوز انقلابی مردمی می خوانند درک و لمس کرده اند.